الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

140

الغدير ( فارسي )

الوداع بوده مردم بر اين امر اتفاق دارند ، در حالى كه حديث مزبور حكايت از آن دارد كه چون اين خبر در بلاد شايع و منتشر شد حارث بنزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمد در حالى كه آنحضرت در ابطح - مكَّه بود ، و طبيعت حال ايجاب مىكند كه اين امر در مدينه باشد . بنابر اين ، سازندهء اين حديث از تاريخ داستان غدير بى اطلاع و نسبت به آن جاهل بوده است ! اينك جواب : اولا آنچه از روايت حلبى در « سيرة الحلبيّة » و سبط ابن جوزى در « تذكره » و شيخ محمّد صدر العالم در « معارج العلى » گذشت اينست كه آمدن شخص مزبور در مسجد بوده - اگر مراد مسجد مدينه باشد - مضافا بر اين ، حلبى تصريح كرده كه در مدينه بوده ، پس معلوم مىشود ابن تيميّه بدون توجّه به اين مطالب شروع به هرزه درائى كرده و داستان مزبور را به صورتى كه پنداشته مورد تكذيب قرار داده است ! . ثانيا اختصاص دادن اين مرد ، ابطح را به حوالى مكَّه در نتيجه عدم توجّه او بحقايق لغوى يا عصبيّت شديد او است كه پرده و حجابى بين او و حقيقت لغوى انداخته و او را از درك و مشاهده معانى لغوى نابينا و در گرداب و ورطه جهل و عناد غوطه ور ساخته ، اين مرد اگر به كتب حديث و شرح لغات و مؤلفات راجعه بشهرها و اماكن و كتب ادبى مراجعه مىنمود . به خوبى بتصريحات اهل فنّ دست مييافت و ميدانست كه آنها كلمه ابطح را به هر وادى و مسيل كه در آن سنگ ريزه و شن وجود دارد اطلاق ميكنند و ضمن اشاره بمصاديق آن كلمه نام از بطحاء مكَّه ( يعنى وادى و مسيل ريگزار آنجا ) مىبرند و نيز درك مينمود كه اين كلمه بر هر مسيل و وادى كه داراى چنين صفتى باشد ( يعنى داراى ريگهاى كوچك و شن باشد ) اطلاق مىشود و هيچ مانعى ندارد كه در اطراف هر شهر و ديار و هر دشت و هامونى مسيل و ريگزار وجود داشته باشد .